الیاف پلیاستر و نایلونی به دلیل قابلیت تولید انبوه، فرآوری ارزان، استحکام، یکنواختی و نظم مقاطع رشتهها، عدم چروک شدن و نیز برق و جلا و لطافتهای مختلفی که میتوان از کار در آورد، بیشترین تولیدات صنایع ریسندگی و نساجی را تشکیل دادهاند. کارخانههای رنگرزی با استفاده از رنگهای شیمیایی بسیار سادهتر و سریعتر از رنگهای طبیعی، و بدون دخالت دست انسان، تولیدات خود را به میزان قابل توجهی افزایش دادهاند. صنایع عظیم بافندگی فرش و موکت با به کارگیری الیاف آکریلیک که جای پشم را گرفتهاند، تولیداتی ارائه میکنند که در طرحها و رنگهای متنوع حتی در روستاها هم جای گلیم و جاجیم و قالی دستباف را گرفتهاند. تولیدکنندگان پوشاک هم به تأثیر از بازار تولید پارچه اکثر تولیداتشان غیرطبیعی و نایلونی است. همه این تحولات شگرف در صد و پنجاه سال اخیر، با ضربآهنگی تصاعدی رخ نموده است. و اینگونه است که امروزه در صد بالایی از منسوجات و بافتههای مورد نیاز زندگی، با فرآوریهای شیمیایی و اغلب از مشتقات نفتی، در کنار ما، بر بدن ما و زیر پای ما نشستهاند.محصولاتی که از نظر بیولوژی بدن ما با آنها ناآشناست. الیاف گیاهی مثل پنبه، کتان و کنف به دلیل دارا بودن خاصیت موئینگی، به راحتی عرق و رطوبتهای سطحی بدن را به خود کشیده و در طول الیاف پخش میکنند. با این کار اول از ایجاد بوی نامطبوع بدن که در اثر جمع شدن عرق روی پوست به وجود میآید جلوگیری میشود و دوم در اثر تبخیر این رطوبتها فضای بین بدن و لباس خنک باقی میماند، چیزی شبیه مکانیزم کولرهای آبی، که در آن آب پخش شده روی پوشالها با جذب حرارت درون محفظه کولر تبخیر میشود و دمای درون کولر پایینتر از محیط باقی میماند. برعکس این وضعیت در الیاف حیوانی مشاهده میشود. پشم حیوانات به خاطر دارا بودن مقداری چربی آب را به خود جذب نمیکند. حتی روی سطح خود نگاه نمیدارند بنابراین با خیس شدن سمتی از این الیاف رطوبت به طرف دیگر منتقل نمی شود. پشم با طبیعت گرم خود مناسبترین اختراع طبیعت برای پوشش پستانداران و حتی خود انسان در سرما بوده است. پوششهای پشمی حیوانات به دلیل تراکم بالا این امکان را به وجود میآورد که هوا را در خود محبوس کند. این هوای محبوس عایق بسیار خوبی است در مقابل تبادل حرارت و نفوذ تشعشعات اضافی تابشی. ضخیم شدن این عایق با افزون شدن مقدار پشم مکانیزمی طبیعی است برای نگهداری بهتر حرارت بدن در فصول سرما و ریختن پشمها در فصل گرما نیزعکس آن. استفاده از لباسهای پشمی ، شبیهسازی مناسبی است از این مکانیزم. در کلاههای نمدی با همین عایق هوایی از نفوذ تشعشعات تابشی اضافی جلوگیری میشده است. متأسفانه در زندگی مدرن دیگر جایی برای پشم و بافتههای پشمی نمانده است و در بسیاری، احساس«پشمگریزی» به وجود آمده. احساسی که شاید دلیلش تماس زیاد و دایمی با الیاف نرم، لطیف و صیقلی باشد. در کل، تمایل جوامع مدرن امروزی نه تنها در زمینه پوشاک که در تمام انتخاب لوازم زندگی به سمت هرچیز براق، جلادار و صیقلی کشیده شده به طوریکه حتی صورت و بدن خودمان را هم صاف و براق و صیقلی ترجیح میدهیم کما اینکه وجود مو (پشم) در طبیعت آدمی بی دلیل نیست. پشم و موی انسان یکی از قویترین گیرندهها برای دریافت انرژیهای کیهانی در وجود اوست. رنگهای گیاهی،حیوانی و معدنی در فرآیند رنگرزی، آلودگی برای آب، خاک و هوا ایجاد نمیکنند حتی تفالههای آنها به صورت کود قابل استفاده است.. بر خلاف رنگهای شیمیایی که در مقابل آفتاب کمرنگ میشوند این رنگها در برابر نور خورشید بسیار پردواماند ؛ حساسیتهای پوستی ایجاد نمیکنند و درخشش و نور خاص خود را دارند کسانیکه به دلایل مختلف از حساسیتهای پوستی رنج میبرند، تنها با استفاده از لباسهای نخی و طبیعی میتوانند آنرا کنترل کنند. الیاف طبیعی قابلیت ذخیره الکتریسیته ساکن را درخود ندارند. بنابراین به هنگام پوشیدن و درآوردن لباس، بار الکتریکی تخلیه نمیکنند و در تعادل الکتریکی و مغناطیسی بدن خللی ایجاد نمیکنند. تبادل انرژیهای ماورایی بین بدن و منابع مرجع انرژیها(زمین- کیهان) با پوششهای الیاف طبیعی مختل نمیشود و به عبارتی سدی بین بدن و محیط پیرامون نیستند. ارتباط زمین و پا، با پوشیدن کفشی که از مواد طبیعی ساخته شده و مقایسه آن با کفشهای دیگر قابل درک خواهد بود. اختلال تعادل این انرژیها اثر مستقیم بر مراکز هفتگانه تبادل انرژی (چاکراها)میگذارد. و مطلب دیگری که فقط بصورت حسی و تجربی میتوان به آن اشاره کرد احساس سبکی است که در پوششهای طبیعی وجود دارد که چیزی است در مقابل احساس محبوس بودن. این مطلب در مقایسه دو لباس زمستانی طبیعی و غیر طبیعی قابل لمس خواهد بود. یا شاید جوراب نایلونی و نخی. |